تبلیغات
سه شنبه ها - حالی دگرم سه شنبه ها - حالی دگرم

حالی دگرم


واااااااای خدا
فکر کن این همه نوشتماااا صبح اومدم دیدم پستش نکردم 
با گوشی اومدم سریع فرستادم یهو دیدم همه نوشته هام پریده 
رفیقتون دیوانه شد رفتتتتت
هیچی دیگه باید دوباره تعریف کنم براتون (خیلی سخته)
شرمندم از تک تکتون ، تو پست قبلی خیلی انرژی منفی دادم واقعا ، خودمم میدونم
بعدش رفتم یه سر پست های قبلی زدم دیدم ووووووووه چقدر  هَپی و سرحال بودم ؟؟! 
نزدیکای عید که دیگه رسما داشتم از دست میرفتم ، کم کم بقیه هم حس منفی منو داشتن متوجه میشدن
البته این حال جدید نبود من خودم متوجه افسردگی خفیفم شده بودم ولی کم کم داشت خودشو به بقیه نشون میداد 
ته دلم میدونستم این موضوع بچه داره میخورتم ، اعتراف میکنم ، بزرگ ترین اشتباه زندگیم این بود که اومدم توی وبلاگ نوشتم که تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم و با اون همه ذوق و شوق به خودم قول دادم تا خبری نشد نیام بنویسم ! چون من زود باور فکر میکردم تا بخوای همه چیز حله ، اعتراف میکنم از خودم توقع داشتم ، میگفتم تو سن بیست و شش باید دوتا بچه رو داشته باشم اما الان ؟! 
مسیر زندگی برام مشخص بود ، درس ازدواج بچه ... اما یکم فکر نکردم شاید مسیر زندگی من دست اندازش بیشتر باشه و همین شد که وقتی میدیدم هم قطارهام دونه دونه دارن مادر میشن ،حتی اونایی که بعد از من تصمیم گرفتن ، هربار داغون تر میشدم 
تا اینکه یه روز به خودم اومدم ، گفتم بسه ، من میخوام همون یاسمن شاد باشم همون که به همه انرژی مثبت میداد 
یه یا علی گفتم وبلند شدم ، اول از همه خرید عید رو لغو کردم ، با پولش رفتم برای موهام یه عالمه لوازم بهداشتی گرفتم و اتو و سشوار رو گذاشتم کنار ، با آب درمانی و روغن تراپی حسابی به موهام حال دادم 
بعد رفتم زیر نظر یه مربی و رژیم و ورزش گرفتم ، چهل روز از اون تصمیم میگذره و واقعا دارم اثرات مثبتش رو میبینم 
لایف استایل زندگیمو عوض کردم و یخچالم رو پر کردم از چیزای خووووب
نوشتن و خوندن رو هم ریز شروع کردم مخصوصا برای وبلاگ ، انشاالله که سر این  تصمیم بمونم
از طرفی یکی دیگه به گربه هام اضاف شد و شیطنت این دوتا حسابی حالمون رو جا آورد 
حتما میپرسید پس بچه چی میشه ؟! تصمیم بچه سر جاشه ، ولی میخوام یکم به خودم فرصت بدم ، میخوام روی روحیم کار کنم ، باید این کار رو بکنم چون بدون انرژی نمیتونم دیگه ادامه بدم ، این پروسه دکتر رفتن و آزمایش دادن و جواب های منفی هربار آدمو خورد میکنه ، پس باید قوی بشم 
باید با خودم کار کنم که اگر بچه ای هم در کار نبود نباید ناامید شد ، این جاده اگه بستس باید از یه جاده دیگه رفت حالا هرچقدر سخت باشه 
خوب خوب خوب ، شماها از خودتون بگید برام ، خوبمو اینا ازتون نمیخوام ، میخوام قشنگ شرح حال بدید برام ، الان چیکار میکنید ، هدفتون چیه برای زندگی ، برای این هدف کاری هم میکنید ؟ 
اگه بچه های خوبی باشید میرم زود با یه پست عکسدار و رمزدار میام
بستگی به شما داره که ببینم چقدر خواستارشید
و اما چنتا از بچه ها آدرس پیج توبی رو خواستن @Tobi_meshmesh
راستی سعی کنید حتما آدرس وبلاگاتون رو بذارید تا راحت تر سر بزنم




نوشته شده توسط یاسمن درجمعه 28 اردیبهشت 1397 ساعت01:27 ق.ظ | نظرات