تبلیغات
سه شنبه ها - دنیای شگفت انگیز یاسی سه شنبه ها - دنیای شگفت انگیز یاسی

دنیای شگفت انگیز یاسی


شرمنده به خاطر نبودنم ، خط تلفن ساختمون ما کلا قطع بود به دلایل نا معلوم که امروز از مخابرات اومدن درستش کردن اما هنوز هم اینترنت ما کلی قطعی داره

روز های قشنگ پاییزی دارن تند تند میگذرن و ما هرچقدر سعی کنیم هم نمیتونیم این روزهای قشنگ رو ثابت نگه داریم تا ازشون لبریز بشیم
ماه آبان هم به لطف خدا در آرامش گذشت ، روزهایی که فکر میکنی مگه خوب تر از اینا روزی هم هست !!!؟
این ماه مامان بزرگ عزیزم از کرج تشریف آوردن پیش ما و برای اینکه براش به یاد موندنیش کنیم سعی کردیم تا میتونیم بهش خوش بگذره که در کنارش به خود ما بیشتر خوش گذشت
رژیم هم شکر خدا داره خوب پیش میره و بالاخره از گروه قرمز (چاقی) وارد گروه نارنجی شدم (اضافه وزن ) و ان شاالله که به زودی وارد گروه سبز هم بشم
 در واقع تا حالا یک سوم راه رو اومدم و 7 ماه دیگه از این رژیم مونده ، بعضی روزا خیلی خسته میشم احساس میکنم هیچ تغییری نکردم تا اینکه یه نفر پیدا میشه و بهم میگه خوب لاغر کردی یا قشنگ معلومه وزن کم کردی  ، و اون موقعست که کلی ذوق میکنم و ارادم بیشتر میشه
بفرمایید ادامه مطلب تا روزهای گذشته رو مرور کنیم

در اولین فرصت مامان بزرگ عزیز رو دعوت کردیم خونمون به صرف لوبیا پلو که برگرفته از لوبیا پلو محشر خودش بود که تو آخرین مسافرت بهمون داده بود ، همه ترسم این بود که خوب در نیاد و چون مامان بزرگم آشپزیش خیلی خوبه منم استرسم بیشتر بود اما خدا رو شکر آخر کار غذا خیلی خوب شد و بیشتر از همه مامان بزرگ جونم تعریف کرد ازم و هیچی از اون همه غذا نموند ، این بیشتر از همه چیز خوشحالم کرد





بعدشم عصرونه و باز کردن کادویی که مامان بزرگم برامون آورده بود که خیلی دوستش داشتم و الان واقعا موندم چه سبک گلی توش بزارم



چند روز بعد از مهمونی ، خانوادگی همراه خاله اینا رفتیم به سمت دزفول و علی کله





تو راه هم یه صبحونه لذیذ زدیم به سفارش ما که باز خدا رو شکر همه راضی بودن





 از هوا هم بگم که عــــالی بود ، مامان بزرگم حسابی بهش خوش گذشت ، یه نم نم بارونی میومد و هی آفتاب



فقط تنها کسایی که زیاد بهشون خوش نگذشت بابام و ریحانه بودن چون مامانم نذاشت زیاد آب بازی کنن ، ولی ریحانه آخر قایمکی رفت یکم آب بازی کرد و بابام از دور با حسرت نگاش میکرد
اینجا هم میخوام ازشون عکس بگیرم ولی بابام اصــــرار داره که بیشتر برن وسط آب و من بیچاره هم با کفش نازنینم تو آب ایستادم



مامانم هم این وسط همش دنبال ریحانه دعوا که سرما میخوری نرو تو آب ولی این بچه ول کن نبود ، حتی از بارون هم دل نمیکند



نزدیک ما یه خانواده بودن که یه پسر بچه داشتن ، از همون اول پسره یه جور عجیبی مصطفی رو نگاه میکرد هرجا هم مصطفی میرفت میومد دنبالش ، حتی با خوراکی هم نتونستیم چشماشو از مصطفی برداریم ، یعنی اگه چند سال کوچیکتر نبود و قیافه پسرونه نداشت حاضر بودم شرط ببندم یه دختره که عاشق شوهرم شده ، فکر کنید حتی وقتی مصطفی خواب بود می ایستاد بالای سرش نگاش میکرد ، جای عجیبش اینجا بود که حتی جوجه کبابم باعث نشد یه لحظه چشم از شوهر بنده برداره ...


جاتون خالی ناهار انقدر چسبید که من از عذاب وجدان با خالم قرار گذاشتیم شام فقط میوه بخوریم :دی



اینم یه عکس زیبا از هنر خدا و دقت یاسمن خانوم که عاشقشم ( بدون هیچ افکتی)


هر سال که ما میریم علی کله بالاخره یه جوری مجبور میشیم از اونجا بریم ، یه بار دزد ، یه بار تاریکی هوا ، یه بار کار مصطفی ، این دفعه هم که با نم نم بارون یه عالمه جیر جیرک اومدن از زیر زمین بیرون که ماجراهای بسیار جیغ جیغی  با خالم باهاشون داشتیم


مسبر برگشت زیباییش دست کمی از زمان اومدنمون نداشت ، چقدر که جاده برگشت قشنگ بود مخصوصا با اون همه رنگین کمون





چند روز بعدش مراسم مادر شوهرم بود که هرساله برگذار میشه



وبالاخره ورود من به رده نارنجی که جناب شوهر برام جشن گرفتن :*





و چند شب بعدم به همین مناسبت رفتیم بیرون و من برای خودم یه چیزایی گرفتم  همینطور برای خونه چنتا چیز خریداری شد که عکس بقیشون رو بعدا میزارم







برای اختتامیه این روزهای قشنگ و رنگی رنگی هم جناب شوهر رو دعوت به یه غذای خونگی به دست یاسمن چِف کردم که انقدر خوشمزه شد که کلا بی خیال استیک های رستوران همیشگیمون شدیم




جای هموتون تو این روزهای قشنگ خالی بود دوستای من

چقدر که دوست داشتم امسال بتونم برم کربلا ، انقدر مطمئن بودم که طلبیده میشم که اصن فکرشم نمیکردم با حسرت بشینم از تلویزیون راه پیمایی اربعین رو نگاه کنم ، امسال که نشد ، به قول شوهری ایشاالله سال دیگه بچه بغل
فقط لطفا دوستای گلی که راهی این سفر دوست داشتنی و عاشقونه هستن برای ما هم دعا کنن



آهنگ Somewhere over the rainbow از Israel Kamakawiwo Ole

 


Somewhere over the rainbow
یه جایی بر روی رنگین کمان

 Way up high
یه راهی به  سمت بالا

 And the dreams that you dream of
و رویا ها  ، همونایی که تو میخواستی

Once in a lullaby...
یکبار که لالایی میگفتم ...

Somewhere over the rainbow
یه جایی بر روی رنگین کمان

 Way up high
یه راهی به  سمت بالا

 And the dreams that you dream of
و رویا ها  ، همونایی که تو میخواستی

Once in a lullaby...
یکبار که لالایی میگفتم ...

 

Somewhere over the rainbow
یه جایی بر روی رنگین کمان

 Bluebirds fly

پرنده های  آبی به پرواز در

میان

  And the dreams that you dream of
و رویاهایی که در سرت داری

 Dreams really do come true

و رویاها به حقیقت می پیونده

 Someday, I wish upon a star
بعضی روزها ، من یک ستاره آرزو میکردم که

Wake up where the clouds are far behind me
بیدار بشی جایی که ابرا پیشم باشن

 Where trouble melts like lemon drops
جایی که مشکلات دونه  دونه مثل لیمو از درخت بیفتن

 High above the chimney top
خیلی بالاتر از یه جای گرم بالاتر از خونتون

 That's where you'll find me
یه جایی هست که من رو پیدا میکنی

 Somewhere over the rainbow
یه جایی بر روی رنگین کمان

 Bluebirds fly

پرنده های  آبی به پرواز در میان

  And the dreams that you dream of
و رویاهایی که در سرت داری

 Oh why, oh why can't I?

اوه چرا اوه چرا  نمیتونم مـــــــــــــــن


Well, I see trees of green and red roses too
باشه ، من  درختهای سرسبز رو میبینم و همچنین رزهای سرخ رو

 I'll watch them bloom for me and you
من به شکوفه ها نگاه میکنم که برای من و تو هستند

 And I think to myself
و با خودم فکر میکنم

 What a wonderful world

چه دنیای شگفت انگیزی

 Well, I see skies of blue and I see clouds of white
آره من آسمون آبی رو میبینم  و ابر های سفید رو میبینم

 And the brightness of day
و شفافیت روز رو

 I like the dark
تاریکی رو دوست دارم

 And I think to myself what a wonderful world
و با خودم فکر میکنم ، چه دنیای شگفت انگیزی

 The colors of the rainbow so pretty in the sky
رنگهای رنگین کمون چه زیبا تو  آسمون

 And also on the faces of people passing by
همچنین تو صورت مردمی که دارن میمیرن

 I see friends shaking hands saying
میبینم رفیق هام رو که دستاشون میلرزه

 How do you do?
و میگن در چه حالی

 They're really saying I, I love you
اونها واقعن میگن من ...من ...دوستت دارم

 I hear babies cry and I watch them grow
من صدای گریه بچه میشنوم  و بزرگ شدنش رو میبینم


 They'll learn much more then we'll know
اونها بیشتر از چیزی که ما الان میدونیم یاد میگیرن

 And I think to myself what a wonderful world
و من با خودم فکر میکنم چه دنیای شگفت انگیزی

 World

جهان

 Someday I wish upon a star
بعضی روزها یه ستاره آرزو میکردم

 Wake up where the clouds are far behind me
که بیدار بشی جایی که ابرها اطراف من هستند
 

 Where trouble melts like lemon drops
جایی که مشکلات دونه  دونه مثل لیمو از درخت بیفتن

 High above the chimney top
خیلی بالاتر از یه جای گرم بالاتر از خونتون

 That's where you'll find me
جایی هست که تو پیدام خواهی کرد ...اوه


 Oh, somewhere over the rainbow
بر روی رنگین کمون

 Way up high
که خیلی بالا میره

 And the dreams that you dare to
و رویاهایی که در سرت داری

 Why oh, why can't I?
چرا ، آه چرا نمیتونم
مـــــن مـــــــــن







نوشته شده توسط یاسمن درسه شنبه 3 آذر 1394 ساعت03:39 ب.ظ | نظر






نمایش نظرات 1 تا 30