تبلیغات
سه شنبه ها - آغاز سفری دیگر ... سه شنبه ها - آغاز سفری دیگر ...

آغاز سفری دیگر ...



روزها به سرعت در حال تموم شدنن و تا چشم باز میکنی یه روز دیگه اومده ، این چند روز که نبودم از یه عده از بچه های مجازی دلخور بودم و یکم طول کشید تا با خودم کنار بیام .
بگذریم از این حرفها و اصلا دوست ندارم در موردش اینجا حرف بزنم ، مهم اینه که این مدت برام اتفاق هایی افتاده که به خاطرش یک عالمه خوشحالم .
مهم ترینش جواب آزمایشم بود ، اگه یادتون باشه دو ماه پیش جواب آزمایشم رو گرفتم و دکتر گفت کم کاری تیروئید دارم برای همین یک ماه قرص خوردم بعد این یه ماه رفتم و دوباره آزمایش دادم ، اجازه اقدام برای بارداری بستگی به جواب این آزمایش داشت و من کلی استرس داشتم که قرار چی بشه و آیا با یک ماه قرص خوردن مقدار تیرئید خونم بالا میره یا نه ، جواب آزمایش رو به خاطر کارهای بیمه دیرتر گرفتم ، تو راه آزمایشگاه کلی راز و نیاز کردم با خدا ، وقتی برگه رو دادن دستم همونجا جواب رو دیدم [کلیک] باورم نمیشد که انقدر جواب خوب باشه در حدی که رفتم خونه و با آزمایش قبلیم مقایسه کردم [کلیک] و شروع کردم به شکر کردن چون شنیده بودم خیلیا با یک ماه به اندازه کافی تیروئیدشون بالا نمیره ، اول از همه زنگ زدم مصطفی و بهش گفتم بعد هم به کسایی که مثل خودم نگران بودن

اتفاق بعدی رسیدن یکی از عزیزترین کسام به عشق چند سالش بود که فعلا نمیتونم بگم کیه ، ولی یه عالمه براش خوشحالم و انقدر که خودش بهم موج منفی داده بود که نمیشه و نمیشه که من با فهمیدن نامزدیش کلی شکه شدم ، فعلا هم انگار حسابی سرش شلوغه ما رو یادش رفته  :* همینجا بهش تبریک میگم و از دوووور میبوسمش ، ایشاالله همین چند وقت دیگه خودم بیام عروسیت عزیز دلم همونطور که خودت میگفتی...



این مدت هم با دوستای جدیدمون حسابی خوش گذروندیم ، از سینما و فیلم نهنگ عنبر گرفته تا  چندین بار شام [کلیک] ، شهر بازی [کلیک] که خودش کلی ماجراها داشت و بستنی ملاثانی [کلیک]  [کلیک]

برای عوض کردن روحیه و حال و هوام هم بعد مدتها  تحقیق ،  تصمیم رو برای رنگ موی رویاییم عملی کردم [کلیک] ، همش منتظر بودم ببینم این جواب آزمایش بالاخره چی میشه ، همین شد که بعد از گرفتن جواب آزمایش رفتیم با مصطفی رنگ مو گرفتیم [کلیک] و بعدشم با بچه ها رفتیم بیرون حسابی خوش گذرونیدم [کلیک] و شب خسته برگشتیم خونه و در یک عملیات آخر شبی مصطفی دست به کار شد و خودش موهامو رنگ کرد و جا داره بگم واقعا منم فکر نمیکردم کارش انقدر عالی باشه و تمیز کار کنه در حدی که به هرکس میگفتم رنگ موهام کار مصطفی باورشون نمیشد و میگفتن چقدر خوب درآوردِ

آنو جان هم بالاخره بزرگ شدن و در یه شب اتفاقی من تو حیاط یه سوسک کوچیک پیدا کردم و گذاشتم تو ظرف غذاش و وقتی پشتم رو کردم صدای خرش خرش دهن آنو رو شندیم و مثل مادری که بچش برای اولین بار جز شیر غذای دیگه خورده کلی ذوق کردم ، بعد از اون روز بود که بالاخره آنو کم کم مرغ و گوشت هم خورد [کلیک] و دیگه شیرش دست نخورده میموند ، همین شد که امروز مصطفی آنو رو برد [کلیک] تا بده به دوستش تا بزارن تو باغشون پیش بقیه جوجه تیغی ها منم آخرین تیکه مرغشو بهش دادم و بوسش کردم

از سال پیش برنامه رفتن به یه مسافرت رو داشتیم که هر بار یه جوری به هم میخورد و یا به خاطر کار مصطفی کنسل میشد ، سال 91 بود که برای اولین بار من با مامان و ریحانه رفتم مشهد که خیلـــــی خوش گذشت ، ولی با همه اینا تا حالا قسمت نشده بود که با مصطفی برم پا بوس آقا ، آقایی که ضامن رسیدن من و مصطفی به هم شد ، حالا اینجام تا بگم پس فردا صبح زود داریم برای 10 روز همراه مامان و بابا و ریحون میریم مشهد و من تو پوست خودم نمیگنجم.

همینجا از دوستای گلی که تو مطلب قبل نظر گذاشتن تشکر میکنم و میگم دلیل دوباره نوشتنم شماها بودید و وقتی رفتم مشهد یه دعای ویژه براتون دارم :))

شوهر گلم ، این چند روز روزهای خیلی عالی رو با هم گذروندیم ، از اینکه انقدر خوب بودی و انقدر بهم محبت کردی ممنونم همسر عزیزم ، هر روز بیشتر از روز قبل عاشقت میشم و از انتخابی که کردم به خودم افتخار میکنم ...دوستت دارم


   آهنگ
The Scientist از  COLDPLAY [دانلود]

Come up to meet you, tell you I’m sorry

میام ببینمت و بهت بگم معذرت میخوام

You don’t know how lovely you are

نمدونی چقدر دوست داشتنی هستی

I had to find you, tell you I need you

باید پیدات میکردم تا بهت بگم که چقدر بهت نیاز دارم

Tell you I set you apart

بگم که تورو از بقیه سوا کردم

Tell me your secrets, and ask me your questions

رازهاتو بهم بگو، و هر سوالی داری از من بپرس

Oh let’s go back to the start

آه، بیا به شروع عاشقیمون برگردیم

Running in circles, coming up tails

تو یه دایره میچرخیم، ؟؟؟

Heads on a science apart

???

Nobody said it was easy

هیشکی نگفته که این آسونه

It’s such a shame for us to part

این خیلی برای ما خجالت آوره که از هم جدا باشیم

Nobody said it was easy

هیشکی نگفته که این آسونه

No one ever said it would be this hard

هیشکی نگفته بود که اینقدر هم سخته

Oh, take me back to the start.

آه، بیا و منو به شروع (عاشقیمون) ببر

I was just guessing at numbers and figures

داشتم شماره ها و اَشکال رو حدث میزدم

Pulling the puzzles apart

و این پازل رو به هم میریختم

Questions of science, science and progress

سوالات علمی، علم و پیشرفت

Don’t speak as loud as my heart

بلند تر از قلبم صحبت نکن

And tell me you love me, come back and haunt me

و بگو عاشقمی، برگرد و شکارم کن

Oh and I rush to the start

آه، از اولش عجله کردم

Running in circles, chasing our tails

دور خودم چرخیدم، دنبال دم خودم چرخیدم

Coming back as we are

برمیگردیم اون آدمایی که بودیم

Nobody said it was easy

هیشکی نگفته که این آسونه

It’s such a shame for us to part

این خیلی برای ما خجالت آوره که از هم جدا باشیم

Nobody said it was easy

هیشکی نگفته که این آسونه

No one ever said it would be this hard

هیشکی نگفته بود که اینقدر هم سخته

Oh, take me back to the start.

آه، بیا و منو به شروع (عاشقیمون) ببر




نوشته شده توسط یاسمن درسه شنبه 20 مرداد 1394 ساعت08:12 ب.ظ | بدرقه






نمایش نظرات 1 تا 30