تبلیغات
سه شنبه ها - دوباره و دوباره من سه شنبه ها - دوباره و دوباره من

دوباره و دوباره من



واقعا خالی از حرفم ، پوچ پوچ
نه که حرفی برای گفتن نداشته باشم ، ولی چیزایی هست که اصلا به درد نوشتن و ثبت کردن نمیخوره ، وگرنه من که خدای حرفم
نزدیک 3 بار این صفحه رو پر از نوشته کردم ولی چون هیچ حس خوبی بهشون نداشتم پاکشون کردم ...این بدِ ...خیلی بد
برای خدای حرف این یعنی نابودی یعنی از هم پاشیدن ...یعنی چی که نتونم سه خط به درد بخور حرف بزنم ؟؟!!!
وبلاگهای همتون رو میخونم ولی تا به قسمت نظرات میرسم دستام سست میشن ، اصلا دیگه اون شوق قبلا رو ندارم برای پکوندن قسمت کامنتاتون و خندوندنتون
احساس میکنم خیلی تلف شدم ، احساس میکنم خودم رو گول زدم ، انقدر که ساعتها اینجا نشستم پیش کسایی که خیلی بزرگشون کرده بودم برای خودم
و اگه روزی کسی ازم تعداد دوستهام رو میپرسید میگفتم هیچی ولی یه عالمه
کافی بود تعداد دوستایی که تو دنیای مجازی داشتم رو براش بشمارم ، حتی اگه تقسیم بر 4 هم میشدن ولی باز یه عالمه بودن ولی در عین حال نبودن
و چقدر که من روی اونها حساب باز کرده بودم روی بودنشون ، روی بی منت بودنشون و بی منت داشتنشون
روزی با عشق برای همه کامنت میذاشتم ولی ...
الان احساس میکنم تبدیل شده به یه تکلیف به یه عادت ، هم برای من هم برای شما ...اینطوری دوست ندارم
اصلا بودن شماها اینجا زور نیست ، نمیخوام کلیشه ای حرف بزنم یا مزخرف بگم ، ولی من اینجا رو دوست داشتم چون احساس میکردم خیلیا اینجا رو برای نوشته هام دوست دارن
و همین بود که بهم عشق نوشتن و انرژی میداد ، لبخند همیشگیم پای کامپیوتر و عشق به اینجا موندن
وقتی نوشته های یه وبلاگ نویس موفق رو میخوندم که میگفت من برای بقیه نمینویسم و فقط برای خودم مینویسم  از این همه تواناییش ذوق مرگ میشدم...
باور کنید خیلی سخته که برای هیچ کس ننویسی ...خیلی سخته چون ناخواسته برای مخاطبینت مینویسی

بدم میاد از اینکه بگم دیگه نمینویسم یا دیگه به کسی سر نمیزنم ، یا میخوام اینجا رو ببندم ولی دوست دارم بلاخره برای خودم باشم و برای خودم بنویسم
روزی که این وبلاگ رو ساختم اسمش رو گذاشتم  calf love به معنای هوس ، و میخواستم چیزهایی بنویسم که هیچ کدومتون به فکرش هم خطور نمیکنه ، ولی چیزی باعث شد نظرم عوض بشه و کم کم اینجا تبدیل شد به جایی برای قدم قدم های کوچیک عشق من و مصطفی تا به هم برسیم
بعد از 2 سال از ساخت اینجا بلاخره به همدیگه رسیدیم و من از خودمون نوشتم چون احساس کردم این درستشه ، ولی الان احساس میکنم روحم ازم چیز دیگه ای میخواد و دیگه اینجا نیست

خلاصه اومدم تا خیال اونایی که زورکی میان وبلاگم رو راحت کنم و بگم ، مرسی که تا حالا تحمل کردید عزیزان ولی دیگه خبری از کامنتهای من تو نظرات وبلاگتون نیست ، لطفا از اینجا برید تا دوستام الک بشن ، تفکیک بشن ، خواننده های واقعیم مشخص بشن
اونایی که هم تو خوشی هام بودن هم غم هام  ، اونایی که برای مزخرفت ترین مطالبم هم ارزش قائل بودن و با جون و دل میخوندنشون
نه فقط وقتی سر و کلشون پیدا میشد که میرسیدن به بنبست مطالب رمزدار  ، کسایی که وقتی درخواست رمز میکردن فقط یک بار در تاریخ اسمشون تو وبلاگم پیداش میشد
من خودم وبلاگهایی رو میخونم که بعضی وقتها رمزدار مینویسن و خدا شاهده تا حالا ازشون رمز نخواستم چون میدونم خواننده واقعی وبلاگشون نیستم و خودم رو قاطی خصوصی های زندگیشون نمیکنم ولی تا جایی که تونستم به هرکسکه  از خودم رمز خواسته رمز رو دادم
 بدم میاد وقتی با من و نوشته هام اینطوری برخورد میشه ، وقتی دنیای مجازی شده دلال بازی ، یه کامنت بده یه کامنت بگیر
جدا از همه ی این دلخوری ها من دوستای خاص خودم رو هم خوب میشناسم ، کسایی که براشون ارزش خیلی زیادی قائلم و اونها همیشه جاشون پیش من امنه

و در آخر اینجا درش همیشه بازه ، به حرمت تمام اون محبتهای دوستام و مطالبی که خط به خطشون رو دوست دارم و برام یادآور روزهای خوشه
اما روح خودم از اینجا نقل مکان میکنه به جای جدیدی که خودم با دستهای خودم ساختم و درش فقط برای کسایی باز که میخوان باشن ...باشن بدون هیچ منت و علتی

+اینجا هم گاهی آپدیت میشه ...فقط گاهی
++به زودی آدرس جدید رو اینجا میذارم فقط باید قبلش یکم تو خودم جستجو کنم و ببینم چند چندم و از وب جدیدم چی میخوام
+++ دوستانی که از طریق ایمیل باهاشون در ارتباط بودم میتونن همچنان ایمیل بزنن ، اون دوستانی هم که با سوالهاشون همیشه میان پیشم ، قدمشون روی چشمم ، بازم میتونن سوالاشون رو بپرسن ، خوشحال میشم کمکشون کنم (گیلاسی ، پروانه ، ترنم ، زینب  ، پریسا و ...)

++++ عزیزان من اشتباه نکنید من به خاطر نظر نذاشتن نیست که از کسی دلخورم ، من قشنگ متوجه میشم که کیا بهم سر میزنن و کیا سر نمیزنن ...پس لطفا اشتباهی از من دلخور نشید ، چون من میبینم کسایی رو که میان اینجا ، شده یکی درمیون نظر بذارن ولی همیشه حظور دارن ، ناراحتی من از اینه که اگه خدایی نکرده من نرسم به کسی سر بزنم به هر دلیلی ، انگار که بخوان تلافی کنن یا هرچیزی که هست دیگه این ورا پیداشون نمیشه ، برعکس ادعاهایی که داشتن ، من دوستایی دارم که مدتهاست برای من کامنت نذاشتن ولی من همیشه تو وبلاگشون حظور دارم ، پس این اصلا برای من ملاک نیست .



از نوشتن این مطلب خیلی متنفر و پشیمونم ولی ...




نوشته شده توسط یاسمن درجمعه 7 شهریور 1393 ساعت06:06 ب.ظ | خداحافظی






نمایش نظرات 1 تا 30