تبلیغات
سه شنبه ها - تنها برای شما سه شنبه ها - تنها برای شما

تنها برای شما


اِهم اِهم
راستش ایندفعه حرف خاصی ندارم که بزنم البته تا اینجا چون تا دستم به نوشتن میره همینطوری مینویسم دیگه
گفتم بیام به چنتا سوال بچه ها اینجا جواب بدم شاید سوال بقیه هم باشه
مطلب قبلی چون نمیخواستم طولانی بشه به جزئیات نپرداختم برای همین یه سری سوال پیش اومده بود براتون
البته خیلی لذت میبرم وقتی میبینم انقدر دقیق به حرفام توجه میکنید و توش نکته پیدا میکنید این نشونه محبتتونه

خوب بفرمایید ادامه مطلب





کارمند کوچولو و فاطمه جان پرسیده بودن :
چرا دوست داری بچه شهریوری یا مهری بشه؟
جواب میدم :
از یه طرف دوست دارم بچم تو پاییز به دنیا بیاد اینو نمیدونم چرا اما میخوام تو یه محدوده باشه که اگه مهری نشد (مثل خودم) حداقل مثل باباش شهریوری بشه
یه دلیل دیگشم اینه که دوست دارم خصوصیات ریز بچه هامون مثل خودمون باشه ، مثلا آلرژی های فصلی ، اخلاقهای خاص ، یعنی هرچی بیشتر شبیه ما باشه یا به عبارت دیگه باشن  بهتره البته همه چیز دست خداست ما فقط میتونیم محدودش رو مشخص کنیم
برای همین باید 9 ماه قبل اقدام کنیم که میشه دی تا بهمن

چند نفر در مورد کار شوهری گفته بودن :
بهتر بذارید تو کارش جا بیفته بعد تصمیم به بچه دار شدن بگیرید
یا اینکه باید یه پس اندازی داشته باشید برای بچه بعد بچه دار بشید
جواب من :
کار شوهری طوری که حالا حالاها جا نمیفته الان دیگه مشکل کسی رو استخدام رسمی میکنن ، اگه ما هم بخوایم تا اون موقع صبر کنیم دندونامون رنگ موهامون شده و اینکه یه باوری که منو شوهری داریم اینه که بچه با خودش نعمت و رحمت میاره ، همین خواهر شوهر خودم بعد از چند سال دوندگی برای رسمی شدن آقاشون و مشکلات فراوون شوهرش رسمی نشد که نشد اما تا حامله شد بعد از چند ماه با استخدامیش موافقت کردن ، حتی وقتی حامله بود نه خونه داشتن نه ماشین ، البته زمین داشتن ، خدا رو شکر بعد از به دنیا اومدن بچشون از طرف بانک 25 میلیون برنده شدن و با کمک خدا و پس اندازاشون هم خونه خریدن هم ماشین خوب ، برای بچه دوم هم همینطور ، ماشینشون رو فروختن ولی الان داره یه خونه بهتر میگیره خودشم میگه ایشاالله بازم ماشین میگیریم
  خداروشکر ما یه پس اندازی داریم و ایشاالله با پس انداز جدید از حقوق شوهر تا 1 سال و نیم دیگه مشکلی برامون پیش نمیاد و اینکه اگر هم خدایی نکرده برای کار شوهری اتفاقی افتاد ، خدا بزرگه ، خانواده شوهرم هم مثل بیمه میمونن هوای همدیگه رو دارن

مهتـــــا گفته بود :
به نظرم بهتره یه سال صبر کنید ....
راههای جلوگیری زیادی هست ...
اگه خودتم میرفتی سرکار ... بهتر بود ...
 جواب من :
خوب ما هم داریم یه سال صبر میکنیم دیگه ، به نظرت سال 95 یا 94 تازه اونم شهریورش یه سال دیگه نیست !
ما مشکلمون جلوگیری نیست عزیزم ، فقط به خاطر قرص نیست که نازایی داره زیاد میشه ، یکیش همین هورمونهایی جدیدی که به بدن مرغها میزنن و داروهای شیمیایی از همه بدتر مواد نگهدارنده
تو فکرش هستم که برم اما اگر هم بخوام برم برای 1 سال بیشتر نیست ، بعد هم اینکه حقوق شوهری کفاف زندگیمون رو میده ، البته منم علاقه به داشتن شغل ندارم مگه اینکه ببینم داریم از گشنگی میمیریم  ، چون دوست ندارم یه مادر شاغل باشم


یه سری از دوستای گلم هم راهنمایی های خیــــــــــــــــــلی عالی کرده بودن که واقعا استفاده کردم
بهار عزیز : گلم چون هیچ راه دیگه ای نبود همینجا جوابت رو میدم ، من تو نی نی سایت به پیشنهاد شما عضو شدم بسیار سایت خوب عالی و جامعی هستش ، خیلی ازت ممنونم ، اون واکسنا هم که گفته بودی من زدم ، از مامانم هم پرسیدم گفت تو بچه بودی هم باز زدی

دخترک : عزیزم خیلی ممنونم از راهنماییت ، من برای رژیم زیر نظر دکتر کرمانی هستم

مرمر : عزیزم چکاپ دندون رو متوجه نشدم برای چی !؟ ولی واکسن هپاتیت رو زدم ...سه گانه کامل

نازی و شوهر مهربون : اول اینکه بازم تشکر میکنم ازت به خاطر ترجمه کامل شوهر محترمه ، بعد اینکه خیلی به خاطر راهنمایی های برادر گرامی ازتون ممنونم ، من احتیاج دارم قبلش یه 20 کیلو یا 15 کیلو لاغر کنم همزمان باهاش قرصهای ویتامین و آهن هم مصرف میکنم

نفس : عزیز خودم که همیشه بهم راهنمایی های گنده گنده میکنه ، نوشته های خودش سرشار از تجربست برای من


اما یه سری از دوستای خاموش هستن که اینطور که تو آمار وبلاگ پیداست از هر 180 نفر 62 درصدشون خواننده خاموش هستن که بین 3 تا 10 بار از وبلاگ دیدن کردن  ، از همشون ممنونم چون وقتی میام میبینم ساعت 3 صبح 6 نفر تو وبلاگ دارن میچرخن کلی انرژِی میگیرم و دلم میخواد که با همشون حرف بزنم
برای همین تصمیم گرفتم آیدیم رو در اختیار همه بذارم و یه مسنجر هم دانلود کردم
گوشه سمت چپ پایین وبلاگ یه چیز جدید اضافه کردم تا ببینید آنلاین هستم یا نه ، بیشتر وقتها از ساعت 12 تا 7 صبح کاملا آنلاینم میتونید باهام صحبت کنید
من همیشه خوشحال میشم که با دوستای جدید آشنا بشم

اما امروز میخوام یه نفر رو بهتون معرفی کنم ، یه دوست شیطون که خودشو اصلا نشون ما نمیده فقط میاد یه نمره منفی به مطالب میده  و میره
همین که میبینم نشستی وقت گذاشتی و مطلب های معمولا طولانیم رو خوندی و آخر به این نتیجه رسیدی که اصلا ازم خوشت نمیاد بازم راضیم
ایشاالله زیادتر نشید

از این به بعد میخوام دوتا قسمت جدید به آخر مطالب اضافه کنیم یکی اسمش "کمی تا قسمتی عاشقانست " و اون یکی هم " فرا انرژِی "
کمی تا قسمتی عاشقانه رو برای عاشقانه های خودم و مصطفی اضافه کردم و بیشتر وقتا میخوام اس ام اس های محبوبم رو از شوهری بذارم
فرا انرژی هم میشه سه تا از بهترین کامنتهای شما از مطلب قبلی که بهم خیلی انرژِی مثبت داده

خوب بریم سراغ کمی تا قسمتی عاشقانه امروز
اس ام اس داده :
"تصورشم سخته که دنیا بی تو چی میشه"



فرا انرژِی مطلب با چشم بسته بخوانید


1- سهیلا
پنجشنبه 4 اردیبهشت 93 14:12
soheila_n2@yahoo.com
سلام یاسی جون . من دارم از اول آرشیوت ، هم وبلاگ خودت و هم مامانتو میخونم. الان دارم ماجراهای عقدتو میخونم . عاشق خودتو مامانت شدم. خیلی مامان گلی داری.... راستی من عکس کابینت هاتو دیدم .خیلی خوشم اومد . با همسرم رفتیم عین مال شما رنگ کابینت انتخاب کردیمممم..... خیلییی ناز شدن ... دوست دارممممم

2-بدون نام

یاسی خیلی برات خوشحال شدم به سلامتی دوستم انشاا... به تک تک هدف هات می رسی برای من و همسری هم دعا کن تا ایشونم کار پیدا کنند ما هم افزایش جمعیت بدیم
برات بهترین ها می خوام گلم
شهامتتم ستایش می کنم

3- دلا
پنجشنبه 4 اردیبهشت 93 15:25
http://www.della-jim.blogfa.com
عزیزم تبریك میگمممممممممممممم
ایشالا یه نی نی مثه خودت شیطون گیرت بیاد


این عکسها رو هم گذاشتم برای تجزیه روح و روانتون
فحش آزاد است


جناب میتلف هستن در خدمت شما



پیتزا کیکی



سیب پنیر مخصوص یاسی



سوسیس ویژه مصطفی



البته اینا مال اوایل زیر یه سقف رفتنمونه الان فقط میرسیم با هم صبحونه بخوریم





نوشته شده توسط یاسمن درجمعه 5 اردیبهشت 1393 ساعت02:01 ق.ظ | نظر قابل احترام






نمایش نظرات 1 تا 30