تبلیغات
سه شنبه ها - کافه سوال سه شنبه ها - کافه سوال

اینجا میتونید جواب سوالهایی که با خوندن مطالب تو ذهنتون ایجاد شده رو پیدا کنید.



این کیه ؟



ریحانه : خواهر کوچیک یاسمن که متولد سال 1382 و از یاسمن 12 سال کوچیکتره

عزیز :
دوست مصطفی و فامیل دور


ابی :
دوست قدیمی مصطفی



مسعود : کوچیکترین دوست مصطفی متولد 1375

آقای نادری : بزرگترین دوست مصطفی 50 ساله

زینب : خواهر ابی 

غزل : دختر خاله یاسمن

منا : خاله کوچیکه یاسمن
 
علی : شوهر خاله منا

جابری : همکار مصطفی


این چیه ؟

کامی : اسم مستعار کامپیوتر یاسمن و مصطفی

علی تَگَری : اسم یه نوشیدنی فروش قدیمی تو شهر




جوابم چیه ؟


1- با خاطرات قبلی عشق قبلیت چه کردی؟
یاسمن : باهاش کنار اومدم و سعی کردم فراموشش کنم ، کینه و تنفری که بهش دارم رو از بین ببرم و براش دعای خوشبختی کنم

2- حاضری برای نجات آقاتون جونت رو فدا کنی؟
یاسمن :خیلی بهش فکر کردم اما همیشه توی فکرم جونم رو فدا کردم حالا خدای نکرده ببینیم  اگه پیش اومد چه میکنم

3- از اینکه چند سال نامزدید بودید و خبری از عروسی آنچنانی نبود راضی بودی ؟
یا مدام تو استرس بودی؟
یاسمن : آره از همون اولش هم میدونستم ، اگه شوهر خوب و خانواده خوبی داشته باشی دیگه این چیزا مهم نیست ، اما استرس رو داشتم به خاطر اینکه میترسیدم بقیه در مورد شوهرم قضاوت کنن مثلا بگن خسیس بود و عروسی ساده ای گرفت ولی این خواسته دوتامون بود

4- از اینکه بدون هیچ در آمدی با هم دیگه عقد کردید هیچ مشکلی نداشتی ؟
یاسمن : چیزی که همیشه من و مصطفی خدا رو به خاطر داشتنش شکر میکنیم خانواده ای که همیشه هوای ما رو داشتن ، تو هر زمینه ای ، برای جوانب مادی زندگی هم همینطور ، شاید اگه اونا پشتوانه ما نبودن شرایط  برامون خیلی سخت تر بود


5- تحصیلات چقدر توی یه رابطه مهمه ؟
یاسمن : توی دنیای امروزی تحصیلات خیلی میتونه به رابطه ها کمک کنه ، هم از نظر رشد عقلی و هم کسب تجربه ، البته درس خوندن به تنهایی هیچ سودی نداره ،  به نظر من درسی که فقط جنبه نظری داره به هیچ دردی نمیخوره ، باید جوری  باشه که وقتی از دانشگاه اومدی بیرون بتونی یه کاری انجام بدی
همینطور مدرک داشتن به تنهایی توی رابطه هیچ ارزشی نداره اما برای بلوغ  فکری و داشتن یه شغل خوب که جز معیارهای ازدواج میتونه خیلی تاثیر گذار باشه


6- الان احساس خوشبختی میکنی؟
یاسمن : شدیــــــــــــــــــــدا


7- شوهر واقعا خوبه ؟ چون از اونایی که عقد کردن میگن نه بابا شوهر اونقدرا هم که فکر
میکنی خوب نیست.. آقا بالاسر میخوای چیکار شوهر نکن !
یاسمن :به نظر هیچ نعمتی بهتر از همسر و فرزند نیست و هیچ لذتی بیشتر از داشتن همسر خوب نیست ، من انقدر راضی هستم از شوهرم که به همه ی دوستام پیشنهاد میکنم ازدواج کنن ، اون کسایی هم که می گن شوهر خوب نیست چون فکر میکنن شوهر که کردن هنوز میتونن اون کارایی که قبلا میکردن بازم انجام بدن

8- تو سن کم عقد کردی آیا از اینکه تو این سن مسئولیتی قبول کردی احساس غرور
میکنی یا استرس و تشویش داری ؟
مصطفی : استرس که دارم چون اول جونیه و تا سرت چند بار به سنگ نخوره تجربه کسب  نمی کنی ولی خوشبختانه برادر و خواهرم  ازدواج کردن و اونا خیلی کمکم  می کنن ( البته نه دخالت ). وقتیم خانومم میگه ازت راضیم خیلی احساس غرور می کنم


9- چقدر به فکر آینده ای ؟
مصطفی : تقریبا همیشه ، بیشترم  تو فکر کارو درسم هستم 


10- از اینکه یه نفر کنارت هست چه احساسی داری؟
مصطفی : خیلی احساس خوبیه اینو وقتی بیشتر میفهمم که یاسی کنارم نیست و خیلی احساس تنهایی میکنم  دوست دارم برم پیشش ( معمولا هم میرم ) ، بیشتر  ادما دنبال یه گوش شنونده اند حالا یکی هست که هم میشنوه هم درکت میکنه  هم کمکت میکنه هم به ارامش میرسونتت به نظره من که فوق العادست

11 - چقدر ترس از دست دادنش اذیتت میکنه؟
مصطفی : چقدرش که معلوم نیست ولی خیلی زیاد اونقدری که اگه بهش فکرم کنم بغضم میگیره


12 - اصلا به این فکر کردی که اگه یه روز خدای نکرده از دستش بدی چیکار میکنی؟
مصطفی : خدایش نه چون اصلا تو کتم نمیره که کارمون به جدایی برسه ولی اگه منظورت ( خدایی نکرده ) ، ( خدایی نکرده ) ، (خدایی نکرده ) از دنیا رفتنه که یه قبر  کنارش میگیرم واسه خودم چون مطمعنا چند وقت بعدش دق میکنم  میام پیشش


13-شوهرت خیلی مذهبیه ؟
یاسمن : تا مذهبی رو چی ببینی  ، ولی اگه معمول رو میگی آره شوهرم مذهبی و همینطور خانوادش و خانوادم ، نماز و روزه هاشون سر جاشه ، خوشی هاشونم سر جاشه ، شوهرم مثل خودم هم آهنگ گوش میده هم فیلم میبینه ، آدم تعصبی نیست و خیلی شوخ طبعه ، دوستای زیادی هم داریم که اصلا مثل ما نیستن ، کسی هم ندیدیم که بگه ما  افراطی هستیم ، منم اهل
 شوخی و خنده و گشتن بیرون هستم ، اهل جشن عروسی و فیلم نگاه کردن ، مذهبی افراطی نیستم ، چادر سرم میکنم و قبلا هم شال سرم میکردم اما با یه دوستم آشنا شدم اون منو با چادر آشنا کرد و من خیلی خوشم اومد الان هم پوششم رو با هیچی عوض نمیکنم و خیلی دوسش دارم ، دوستای زیادی هم دارم که اصلا اعتقادی به این چیزا ندارن ، باهاشون بیرون میرم و خرید میکنم کلا آدم معمولی هستم ، مذهبیا عجیب غریب نیستن که بشه در موردشون چیز خاصی گفت عادی هستن مثل بقیه


14-با هم دوست بودید؟
یاسمن : کلا 6 سال هم دیگه رو میشناختیم ،دو سال اول که عادی فقط آشنایی بود ، 2 سال دیگش رفت و آمد و فقط گاهی اس ام اس میزدیم ، 2 سال آخرش هم اون از من درخواست ازدواج کرد و با آگاهی خانوادمون با هم صحبت میکردیم ، 3 بار هم بیشتر همدیگه رو بیرون ندیدم که اونم مادرم همراهمون بود ، حالا دیگه اگه اسم این رابطه دوستیه !! آره ما دوست بودیم ، هنوزم هستیم

15-موقعی كه از دستش ناراحت و یا عصبانی میشی چطور خودتو آروم میكنی تا بحث نكنی ؟
یاسمن :اولا خیلی لج بودم و مغرور به آسونی کوتاه نمیومدم و حتما باید تلافی میکردم اما الان حتی خودم معذرت خواهی میکنم ، خیلی کم دعوامون میشه و معمولا دلخوریه که به 5 دقیقه هم نمیکشه ، وقتی هم از دستش ناراحتم ، هیچی نمیگم ، با خودم یکم فکر میکنم و میگم ارزش نداره خودم و اونو ناراحت کنم بعد اخلاقم کلی رمانتیک میشه و بهش میگم از چی ناراحت بودم بدون هیچ قهری


16- بهترین اتفاق زندگیتون ؟( غیر از بهم رسیدنتون كه شیرینتنه )
یاسمن : والله چیز خاصی یادم نیست ، اما قبول شودنم تو کنکور ، رفتن به اولین مسافرت دونفرمون به اصفهان ، کلا وقتی ازدواج میکنی ، آب خوردنت هم یه اتفاق بزرگ محسوب میشه


17-لازمه یه ازدواج چیه ؟
یاسمن : قبلا هم گفتم ، بازم  میگم ، توکل به خدا و داشتن صداقت ، البته ایمان طرف مقابل هم خیلی مهمه ، از بچگی مامانم بهم میگفتم یه مردی برای ازدواج انتخاب کن که خدا ترس باشه ، چون کسی که از خدا نترسه هیچکس نمیتونه دیگه جلوشو بگیره و مردی که از خدا بترسه بهترین مرد دنیاست و مرد زندگیه و خدا رو شکر انتخابم بر همین اساس بود و تا الان که جز خوبی چیزی ازش ندیدم.


18-خدا توی زندگیتون چه رنگیه ؟
یاسمن : رنگ حکمت چیه ؟؟ همون رنگ ، هر کاری که ما کردیم هر مشکلی که برامون پیش اومده ، هر سنگی که جلوی راهمون بوده و اگر نبود ما الان کنار هم نبودیم و این لطف خداست و همینطور بخشش بی حد و مرز....فکر کنم آبی بهترین توصیفه


19-اگه بگن چشماتو ببندو فقط به یه نفر فكر كن به كی فكر می كنی ؟
یاسمن : یه نفر اصلا امکان نداره من قلب و فکرم رو طوری عادت دادم که برای همه عزیزانم جا داشته باشه به ترتیب ، مصطفی ، خواهرم ریحانه ، مادر و پدرم و بعد تک تک دوستانم حتی اونایی که تا حالا ندیدم


20-اگه دوباره بخوای زندگی كنی بازم همسریتو انتخاب می كنی ؟
یاسمن : صد در صد ، هیچ شکی ندارم که اون تنها نیمه گمشده منه


21-قبل عقدتون اولین روزای آشنایی فكر می كردین بهم برسید ؟
یاسمن : قبل از اینکه ازم خواستگاری کنه احساس میکنم خیلی به هم میخوریم از صحبت باهاش خیلی لذت میبردم ، وقتی هم که ازم خاستگاری کرد حس متفاوتی داشتم که بهم میگفت این رابطه دیگه بچه بازی نیست و قراره یه اتفاق بزرگی برامون بیفته ، همین حس بود که باعث شد
ما بتونیم تا آخرش با مشکلات بجنگیم البته اینم بگم که من سه بار می خواستم این رابطه رو تموم کنم که دلبستگی شدید نمیزاشت



22- برای بهم رسیدن نذرو نیاز كردین ؟
یاسمن : اولاش نه زیاد اما شب قدر قبل از آزمایشمون بود که با هم خیلی دعا کردیم ، بعد آزمایش هم مصطفی رفت مشهد و خیلی دعا کرد که خودش معتقده امام رضا خیلی کمکمون کرده  ، قبل عقد هم من کلی صلوات نذر کردم چون اون موقع تنها چیزی بود که از خودم داشتم و نمی خواستم چیزی نذر کنم که بعدا قادر به انجامش نباشم

23-کدوم دوره خوبه دوره قبل نامزدیا نامزدی یا که بعد ازدواج و زیر یه سقف زندگی کردن ؟
 ببین راستشو بگو
یاسمن : خوب همه دوره ها شیرینیه خودشو داره ، مثل این میمونه که بگی کدوم دوره تحصیل بیشتر کیف میده ، همشون خوبیهای خودشون رو دارن ،  تو دوره نامزدی چون هم دیگه رو دارید تازه میشناسید اتفاقای جالبی براتون میوفته ، تو دوره عقد چون فشار روتون هست شیرینی و تلخی قهر و آشتیا زیاده ، وقتی هم برید زیر یه سقف مسئولیت و مشکلات زیادی میریزه رو سرتون ولی در کنارش خوشبختی رو با پوست و استخون احساس میکنید


24-نمک زندگی داشتید ، دعوا رو می گم با هم جر و بحث یا دعوا کردید؟
یاسمن : اوووووووووووووووووووه تا دلت بخواد ، هیچ زن و شوهری نیست که با هم دعوا یا قهر نداشته باشن خیلی هم مزه میده


25-به فکر بچه هستید ؟ چی دوس داری؟
یاسمن : آره تو فکر بچه هستیم چون دوتامون خیلی بچه دوست داریم ، جنسیتش فرقی نداره فقط سالم باشه ، هرچقد هم که وضع مالیمون بکشه بچه دار میشیم :دی


26-تا حالا به این موضوع فکر کردی که نکنه روزاتون عادی شه ؟ یا واسه هم عادی
 و تکراری شین و حرف جذابی واسه به هم گفتن نداشته باشین؟
یاسمن : اولا چون بقیه هی تو گوشمون میخوندن و میگفتن برای هم عادی میشید ، فقط اولاش شیرینه ، ما یکم تحت تاثیر این حرفا بودیم و به این موضوع فکر میکردیم اما وقتی زندگیمون رو با هم شروع کردیم ، دیدیم از این خبرا نیست ، حتی گاهی وقتا وقتی صبح از خواب بیدار میشم احساس میکنم کلی حرف واسه گفتن برای هم داریم و کلی برنامه که با هم بگذرونیم


27-دوس داری یه بار به دوره نوجونی برگردی و شیطونی هایی و شلوغ کاری هایی
 رو بکنی که از رو هوس نبوده؟
یاسمن : فکر کنم همه دلشون برای اون موقع ها تنگ میشه



شما هم اگه سوالی براتون پیش اومده که جوابش رو نمیتونید اینجا پیدا کنید روی لینک زیر کلیک کنید و سوالتون رو بپرسید ، حتی میتونید کسی که میخواین جوابتون رو بده مشخص کنید (یاسمن یا مصطفی )